سفارش تبلیغ
صبا

گل گندم

دل نوشته هایی از جنس بلور

اس ام اس ماه رجب, اس ام اس جدید ماه رجب

رجب ، نام نهری است در بهشت؛
از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر،
هر کس یک روز ماه رجب را روزه بدارد،
به یقین از آن نهر،  خواهد آشامید. امام کاظم (ع)

••••••••••••••••••••••••••••

اگر فنجانی کوچک زیر باران نگه دارید،به اندازه ی
همان فنجان به شما می رسد اگر کاسه ی بزرگی
نگاه دارید به همان اندازه در آن آب جمع می شود!
چه ظرفی زیر باران الهی قرار داده اید؟


نوشته شده در دوشنبه 92/2/30ساعت 3:17 عصر توسط گندم نظرات () |

ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت 

زهرایی و خورشید غبار قدمت

کی گفته که تو حرم نداری بانو؟

ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت

 


نوشته شده در شنبه 92/1/24ساعت 5:19 عصر توسط گندم نظرات () |

pic akz.ir 92 شعر های جدید زیبا درباره عید نوروز


نوشته شده در سه شنبه 91/12/29ساعت 6:5 عصر توسط گندم نظرات () |


نوشته شده در سه شنبه 91/12/29ساعت 6:2 عصر توسط گندم نظرات () |

     می ترسم تشییع جنازه ام    

شلوغ شود

می ترسم دست هایت از تابوت

  فاصله داشته باشند

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 91/12/27ساعت 3:29 عصر توسط گندم نظرات () |

از این دشت چیزی باقی نمانده است

و ما

هنوز دلخوش به مترسکانی هستیم

که زیر کلاهشان

 کلاغ داشتند ...


نوشته شده در شنبه 91/12/19ساعت 12:36 عصر توسط گندم نظرات () |

 

می چکه نم نم بارون
رو تن خیس خیابون

چقده بی آشیونه
طفلی گنجیشک رو ایون

می خونه جیک جیک و نالون
شعر گندم زار ویرون

نمی تونه پر بگیره
میون گلای گلدون

تک و تنها توی این غربته سرده
کنج سینش انگاری یه کوه درده

اون روزا اونوره کوهها
طفلکی دنیایی داشتش

کنج گندم زار وحشی
چشمه مرغابی داشتش

حالا دائم چشمه پیر
خونه کرده تو رگاش

بوی گندم زار و داره
لحظه لحظه نفساش

یادشه جفت قشنگش
سر میذاشت روی پراش

زیر خلوته گل سرخ
بوسه می زد به لباش

حالا تنها توی این غربته سرده
کنج سینش انگاری یه کوه درده

منم اون گنجیشکه نالون
از گذشته ها گریزون

پر کشیدم به دیارم
به هوای بوی بارون

حالا تنها توی این غربته سردم ای رفیق
پر درده توی این سینه خستم ای رفیق

حالا تنها توی این غربته سردم ای رفیق
پر درده توی این سینه خستم ای رفیق


نوشته شده در چهارشنبه 91/12/16ساعت 4:7 عصر توسط گندم نظرات () |

 

خداحافظ ای شعر شب های روشن

سلام ای غروب غریبانه ی دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شب های روشن

خداحافظ ای قصه ی عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را می سپارم به دل های خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد

به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه


نوشته شده در چهارشنبه 91/7/19ساعت 3:20 عصر توسط گندم نظرات () |

گفتند : «کلاغ»، شادمان گفتم : «پر»

گفتند : «کبوترانمان»، گفتم : «پر»

گفتند : «خودت»، به اوج اندیشیدم

در حسرت رنگ آسمان گفتم : «پر»

گفتند : «مگر پرنده ای؟»، خندیدم

گفتند : «تو باختی» و من رنجیدم

در بازی کودکان فریبم دادند

احساس بزرگ پر زدن را چیدم

آنروز به خاک آشنایم کردند

از نغمه پرواز جدایم کردند

آن باور آسمانی از یادم رفت

در پهنه این زمین رهایم کردند

گفتند : «پرنده» ، گریه ام را دیدند

دیوانه خاک بودم و فهمیدند

گفتم که «نمی پرد» ، نگاهم کردند

بر بازی اشتباه من خندیدند ...


نوشته شده در یکشنبه 91/7/16ساعت 5:38 عصر توسط گندم نظرات () |

ما را دعا کنید همین لحظه از بهشت

آقا دعایتان همه دم هست مستجاب

این چهره ی سیاه مرا هم نگاه کن

شاید به یاد آوریم در صف حساب


نوشته شده در چهارشنبه 91/7/5ساعت 11:16 صبح توسط گندم نظرات () |

   1   2      >
Design By : Mihantheme